در این مقاله برآنیم تا یکی از بزرگترین و مهمترین آثار مکتوب کشف شده پیرامون
آذربایجان و ایران را مورد بررسی اجمالی قرار بدهیم .اثری بدیع که زوایای نهفته
بسیاری را برایمان از فرهنگ و زبان و تاریخ و ادبیات و وضعیت اجتماعی ایران و بویژه آذربایجان را در قرن هفتم و هشتم هجری آشکار نموده است. سفينه تبريز مجموعهای است خطی که به همت يکی از دانشمندان و ادبای تبريز به نام ابوالمجد محمدبن مسعود تبريزی در قرن هشتم هجری بین سالهای ۷۲۱ تا ۷۲۳ هجری قمری در تبريز جمعآوری و کتابت شده است.سفينه تبريز در ۳۶۸ برگ چهار ستونی در قطع رحلی بزرگ تدوين شده است از وجوه مختلفی برای تاريخ و فرهنگ ايران و آذربايجان اهميت دارد . اين اثر بسيار مهم که کشف بزرگی برای تاريخ و فرهنگ آذربايجان می باشد در سال ۱۳۷۴ به کوشش استاد عبدالحسين حائری برای کتابخانه مجلس شورای اسلامی خريداری گرديد. سفينه تبريز از جنبههای مختلفی اهميت دارد. نخستين
ومهمترین شکل اهميت آن در آشکار ساختن زبان رايج در تبريز در قرن هفتم و
هشتم هجری است . بر اساس فهلوياتی که مولف سفينه تبريز گردآوری و درج کرده و
منبعی ارزشمند برای مطالعه زبان شناسان و علاقمندان زبان ديرين آذربايجان
است ؛ به خوبی آشکار می شود که در اين دوره هنوز زبان تبريز به ترکی آذری
تغيير نيافته بود.مرکز نشر دانشگاهی در سال ۱۳۸۱ این کتاب را از روی نسخه خطی به صورت عکسی (فاکسیمیله) چاپ و منتشر کرد.همچنین این کتاب همراه با کتاب ذخیره خوارزمشاهی نامزد ثبت حافظه جهانی در سال ۲۰۱۰ از طرف ایران شدند.
سفينه تبريز شامل ۲۰۹ رساله جداگانه است. استاد عبدالحسين حائری در مقدمه اين اثر سترگ می نويسد: «به نظر می رسد گردآورنده و کاتب برای درج رسالهها ترتيب موضوعی ويژه ای در نظر داشته که شايد با توجه به برخی از ملاحظات از رعايت آن ترتيب صرف نظر کرده است. ترتيب موجود از اين قرار است. حديث، اخلاق و تصوف فقه، اصول فقه، فرهنگ قرآن و تفسير، تاريخ پيامبر (ص)، تاريخ ايران و سلاطين مدايح منظوم رسوالله (ص) فرهنگ عربی به فارسی، نحو، صرف، عروض، فلسفه، متون ادبی، اعم از نظر و نثر (غالباً گزيده) ملل و نحل، عرفان و نجوم منشأت، دفتر ادبی، جفر، تاريخ انبيا و سلاطين،اشعار کشکول رباعيات، فرهنگ فارسی، موسيقی، کائنات جو، جغرافی، منابر، مؤلفات سهروری و احمد غزالی ادبيات، تاريخ و ادب و حديث و سند تاريخ.» (۱)
صفحه آغازین سفینه تبریز (۲)
به طور دقیق مشتمل بر ۲۰۹ مقاله گلچین شده از عربی و فارسی و آذر پهلوی ( فهلوی ) است
فصلهای ۷۷ ٬ ۷۹ و ۸۰ به عربی و از ابن سینا است که بر روی سوالاتی در مورد تقدیر و آزادی اختیار در میان موضوعات فلسفی دیگر دست میگذارد.پرسش کننده در این قسمت شاعر معروف ابوسعید ابوالخیر است.
فصل ۸۴ به فارسی و یک کار فلسفی از نصیرالدین طوسی به نام آغاز و انجام است.
فصل ۹۰ شامل مقالهای از نصرالدین طوسی به فارسی است در مورد چگونگی یافتن ماه در منطقه البروج بدون استفاده از تقویم.
فصل ۹۲ شامل جدولی از موقعیت ستارگان و محاسبات نجومی است.
فصل ۹۷ در مورد ریاضیات است.که شامل سه بخش است و هر بخش شامل دو زیربخش میباشد.
فصل ۹۹ همچنین به فارسی است و در مورد مبحث پزشکی که شامل خواص مفید و مضر انواع میوهها، گیاهان و نانها.
فصل ۱۱۲ و ۱۱۳ فهرستی از تاریخ تولد پیغمبران، دانشمندان نامی، شاهان پیش و پس از اسلام ایران است و تاریخ تولد فیلسوفان مشهوری مثل ارسطو و جاماسپ و همچنین زرتشت.نسبت به زمان خودش نویسنده آدم را ۶۷۰۰ سال و نوح را ۴۹۰۰ سال قبل میداند.
فصل ۱۱۴ در فارسی و درباره تاریخ تبریز است.در باره احداث تبریز به دستان و هسودان حاکم راوادید است.
فصل ۱۳۴ شامل فرهنگ لغات فارسی از اسدی طوسی است.
فصلهای ۱۳۸ و ۱۳۹ به فارسی و در مورد مضامین اخلاقی و فیلسوفانه از بزرگمهر وزیر ساسانی است.
فصل ۱۴۵ که از سه بخش تشکیل شده است، و درباره موسیقی و نوشته شده توسط عجب الزمان محمد ابن محمود نیشابوری.
فصل ۱۶۳ شامل فواید بوی خوش عطر بری سلامتی به فارسی میباشد.
فصل ۱۶۵ به فارسی با عنوان:علل باریدن برف و باران.که شامل ۲۰ بخش میباشد.
فصل ۱۶۶ به فارسی درباره جغرافیا و شامل مطالبی از سرزمینها و شهرها میباشد.
فصل ۱۹۶ به فارسی درباره دانش و آگاهی میباشد.
فصل ۲۰۵ با عنوان:شرح کوتاهی از بنی امیه.این فصل به زبان عربی است و شرح کوتاهی از تاریخ سلسله بنی امیه از معاویه تا باقی مانده خاندان آنها در اسپانیا را شامل میشود.
یک صفحه از سفینه شامل شعری به پارسی و فهلوی
مناظرات اشیاء بی جان
بحث های جالبی بین اشیاء بی جان در این کتاب آورده شده است.هر شی سعی میکند برتری خود را به شی دیگر اثبات کند و خواص آنها خوار بشمارد.در پس این مناظرات مفاهیم اخلاقی نهفته است.
فصل ۴۵:مناظره بین گل و مل(گل و شراب)از ابو سعید ترمیدیه.
فصل۴۶:مناظره بین سرو و آب از نظام الدین اصفهانی.
فصل ۴۷:مناظره بین شراب و حشیش از سعد الدین ابن بها الدین.
فصل ۴۸:مناظره دیگری بین شراب و حشیش از نویسندهای ناشناس.
فصل ۴۹:مناظره بین شمشیر و قلم از نویسنهای ناشناس.
فصل ۵۰:مناظره بین شمشیر و آسمان از نویسنده ناشناس.
فصل ۵۱:مناظره بین النار و التراب(آتش و زمین) از امین الدین ابوقاسم الحاجی بولاح.
فصل ۵۲:مناظره بین السمع و البصر(شنوایی و بینایی) از ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی.
فصل ۵۳:مناظره بین نظم و نثر از ابوالمجد محمد بن مسعود تبریزی. (۳)
سفينه تبريز از جنبههای مختلفی اهميت دارد. نخستين ومهمترین شکل اهميت آن در آشکار ساختن زبان رايج در تبريز در قرن هفتم و هشتم هجری است . بر اساس فهلوياتی که مولف سفينه تبريز گردآوری و درج کرده و منبعی ارزشمند برای مطالعه زبان شناسان و علاقمندان زبان ديرين آذربايجان است ؛ به خوبی آشکار می شود که در اين دوره هنوز زبان تبريز به ترکی آذری تغيير نيافته بود. همچنین از جمله دیگر وجوه اهميت آن می توان به عرفان اصيل ايرانی اشاره کرد. مؤلف متونی عرفانی که محل مراجعه و توجه عرفانی عصر خود (قرن هفتم و هشتم) در آذربايجان بوده را گردآوری و درج کرده است. ضمن آنکه در اين اثر در تاريخ ايران وآذربايجان هم اطلاعات ذی قيمتی دارد. (۴)
اهميت ديگر اين ميراث ارزشمند در مورد موسيقی اصيل ايرانی آذربايجان است، که برخی بر آن هستند ريشه غير ايرانی برای آن جعل کنند.
ايران فرهنگی پهنه گستردهتری از مرزهای سياسي ايران دارد زبان فارسی بيش از يازده قرن است که زبان مشترک و همگاني مردمان اين جهان ايرانی بوده است. با اين ويژگي مشترک بوده است که انديشمندان ايرانی از هر قسمت آن می توانسته است آثار علمی خود را در معرض استفاده ديگران قرار دهند. در آذربايجان که يکی از کانونهای مهم فرهنگی جهان ايرانی است زبان فارسی جايگاه ويژهای داشته است چناکه می توان ادعا کرد يک چهارم آثار مهم ادبيات فارسی در آذربايجان خلق شده است. در آذربايجان نيز چون ساير نواحی ايران علاوه بر زبان ملی و همگانی زبانی بومی و محلی نيز وجود داشته است که در منابع آذری يا پهلوی ناميده شده است در قرون بعد به دلايل متعدد که پرداختن به آن در اين مج
ال مقدور نيست اين زبان بومی به ترکی آذری تغيير يافته است. گروههای خاص با اهداف خاص سياسی بر آن هستند که تعريف مغاير با هويت ايرانی برای آذربايجان تعريف نمايند و در اين جعل هويت زبان محلی بهانهای برای ناديده گرفتن واقعيات مسلم تاريخی و زبانی گرديده است.
متن ارزشمند اين سند مهم تاريخی «سفينه تبريز» گواهی بسيار روشنی از زبان همگانی و فرهنگی و همچنين زبان محلی رايج در آذربايجان در قرن هفتم و هشتم می باشد. در اين سفينه ارزشمند هم آگاهی هایی از زبان همگانی کليه ايرانيان ارايه شود و هم در مورد زبان محلی تبريز در قرن هفتم و هشتم.
يك صفحه از نسخه سفینه تبریز شامل رساله فی الطب (۵)
الف: زبان همگانی ايرانيان «فارسی»
ابوالمجد محمدبن مسعود تبريزی از خاندان ملکان تبريز مؤلف سفينه ضمن آنکه خود اهل شعر و ادب بوده برخی از نياکانش اهل ادب و هنر بودهاند پدر وی از رجال و دبيران تبريز در اين عصر شعر می سرود عمو وی نيز شاعر بوده است. يکي از آثار ارزشمند مؤلف کتاب که خوشبختانه در سفينه هم درج شده است «خلاصه الاشعار» می باشد. استاد عبدالحسين حائری در مورد آن مينويسد:
«شامل پانصد رباعی از شاعران مشهور در پنجاه باب. ابوالمجد در اين تأليف خويش از مجدالدين ملک محمود (عموی خويش) و مجدالدين محمد (پسر عموی پدر خويش) نيز چند رباعی دارد. اين رساله مدرک يگانهای است برای نمونهای از اشعار جمعی از شاعران که در جايی ديگر ياد نشدهاند»(۶)
علاوه بر مجموعه فوق که ارزش بسياری از منظر شعر و ادب فارسی در تبريز دارد و مشابهتهايی که ابواب آن با ابواب کتاب مربوط به حوزه فرهنگی آران «نزهتهالمجالس» دارد قابل دقت اهل تحقيق است مجموعه اشعار برخی از شعرای آذربايجان که از ايشان جز نامی باقی نمانده است در اين مندج است و نمونههايی منحصر به فرد را می توان يافت.
يك صفحه از نسخه سفینه تبریز شامل رساله الزبده (۷)
گزيده اشعار شعرای هم عصر مؤلف بخش مهم ديگری از سفينه تبريز می باشد که به ديوانهای زير می توان اشاره کرد:
ديوان عزليات جلالالدين عتيقي از شعراي قرن هفتم و هشتم تبريز (رساله ۱۱۷)
ديوان ملک محمود تبريزی از شعرای قرن هفتم تبريز (رساله ۱۱۹)
ديوان مجدالدين تبريزی پدر مؤلف سفينه تبريز (رساله ۱۲۰)
قصه مناظره آهو از جلالالدين عبدالحميد عتيقی (رساله ۱۲۱)
صحبتنامه مثنوی از همام تبريزی (رساله ۱۲۲)
عشقنامه از ملک الشعرا عزالدين عطایی تبريزی (رساله ۱۲۳)
خلاصه الشعار اثر خود مؤلف (رساله ۱۳۳)
علاوه بر موارد فوق که اختصاصی تبريز و آذربايجان است. گزيدههای از شاهکار های شعر و ادب دیگر مناطق ایران زمین در اين سفينه درج شده است از جمله حديقه سنایی، ويس و رامين گرگانی، خسرو و شيرين، ليلی و مجنون، هفت پيکر، شاهنامه فردوسي، رباعيات اوحدی کرمانی، لغت فرس اسدی طوسی، کلمات شيخ الاسلام انصاری، پندنامه انوشيروان، عقل سرخ و بانگ مرغان و آثار ديگر شهابالدين سهروری، آثار احمد غزالی، آثار متعدد فخر رازی، آثار خواجه نصير طوسی.
از جمله موارد جالب توجه در سفينه تبريز رساله ۱۶۷ منابر عتيقی تبريزي است. گردآورنده سفينه که از کودکی از محبت جلالالدين عبدالحميد عتيقی برخوردار بود «چون آن مخدوم مدظله بر منبر فايده و تذکير می فرمود» وی سخنان عتيقی را در خاطر می گرفت و درخانه بر اوراق ثبت می کرد تعداد اين منابر شصت و شش مورد، به فارسی و تاريخ اول آن رمضان سال ۷۱۵ تا شوال سال ۷۱۸ هجری است. (۸)
يك صفحه از نسخه سفینه تبریز شامل رساله في الحساب (۹)
ب: زبان محلی مردمان آذربایجان (پهلوی)
در مورد زبان بومی و محلی آذربايجان تاکنون مطالعات بسياری صورت گرفته است انديشمندانی چون استاد دکتر منوچهر مرتضوی ، مرحوم کارنک، يحيی ذکا هر يک به بررسی اين موضوع پرداختهاند قديمی ترين پژوهش علمی در اين مورد رساله آذری يا زبان باستان آذربايجان کسروی است.(۱۰)
اهميت غير قابل انکار سفينه تبريز در اين مورد رساله «امالی» مندرج در آن است. مؤلف رساله امينالدين حاج بله می باشد که علاوه بر داشتن مقام عرفان و تکيه بر مسند ارشاد در علوم رسمی فقه و اصول و کلام و عروض پايهای بلند داشته است. استاد حائری در مورد وی نوشته است:
«وسعت اطلاعات امينالدين حاج بله و جامعيت علمی او از يکی از آثار او که در سفينه مندرج است به دست می آيد و آن رساله امالی اوست که ابوالمجد آن را تدوين کرده است و نام اللطائف اللئالی بر آن نهاده است. در اين امالی مطالب و اطلاعات ويژه تاريخی، ادبی و علمی کم نظيری گرد آمده که نشان دهنده عمق وسعت و آگاهی حاج بله از دقايق علم و تاريخ است.»
استاد عبدالحسين حائری در اهميت اين رساله عقيده دارد: يکي از درخشانترين لطائف مندرج در امالی حاج بله گنجينهای است از فهلويات. بيش از يکصد بيت که مشتمل بر قطعات پنج بيتی و ده بيتی است در اين سفينه درج شده است. نام جمعي از فهلوی گويان مشهور تبريز مانند: ديهون روز ( از قرن ششم) خواجه محمد کحجی (عارف معروف، پهلوان احمد کوهران، پسر علی افتخار، پير حامد ذکر شده است. اين دو تن اخير با لهجه فهلوی (= آذری) سؤال و جواب کردهاند. شرحی تاريخی درباره اصطلاح «فهلوی» تفسير تاريخی واژه اورامنان، شرونيان، نادوکيل در آن آمده، همچنين داستان ملاقت فخر رازی در تبريز با فقيه زاهد (عالم معروف قرن ششم) و پاسخ فقيه به پرسش فلسفی رازی درباره حدوث و قدم به زبان فهلوی است.»(۱۱)
همچنین در فصل ۱۲۴ صفحه ۵۱۳ به روشنی بیان شده است که زبان آن روزگار تبریز پهلوی بوده است.
یک نمونه از فهلویات
(( انانک قدهٔ فرجشون فعالم آندره اووارادا چاشمش نه پیف قدم کینستا نه پیف حدوث))
معنی:چندانک فرج را در عالم آوردهاند چشم او نه بر قدم افتاده است نه بر حدوث
تاکنون مجموعهای چنين غنی از زبان بومی در دسترس پژوهشگران زبان آذربايجان قرار نداشته است با وجود زبان همگانی و فرهنگی فارسی که وجه مشترک جهان ايرانی بوده است انديشمندان ضرورتی در نگارش مطالب به زبان بومی و محلی که در نواحی ديگر ايران امکان درک آن وجود نداشت، احساس نکردهاند از اين رو آثار بر جای مانده از زبان بومی در مقايسه با زبان همگانی فارسي بسيار اندک است. آنچه غير قابل انکار است خويشاوندی بين زبانهای محلی ايران با همديگر می باشد چون فهلوی، رازی، گيلکی. چنانکه در ملاقات فخر رازی با فقيه زاهد تبريزی و جواب فقيه زاهد مستفاد می شود.
از زبان فهلوی در اواخر دوره ايلخانان نمونههاي ديگری در دست است و آن سروده شمس مغربی تبريزی است. وی در اواخر ايام حکومت ايلخانان و دوران پرآشوب تيموری حيات داشته است که در اوايل قرن نهم هجری در گذشته است.(۱۲)
صفحه پایانی سفینه تبریز (۱۳)
در پایان سخن ضمن تاکید مجدد بر ارزش غیر قابل انکار و سندیت قاطع کتاب مذکور امید آن می رود با بسط و گسترش فضای مطالعاتی پیرامون منابع تاریخی غیر قابل خدشه و دست اول مستند و نیز افزایش آگاهی های عمومی نزد مردم ، زمینه و امکان هر گونه سواستفاد از سوی افراد فرصت طلب وابسته به بیگانه که در تلاش هستند هویتی غیر ایرانی به آذربایجان عزیز، این دیار پاک ایران زمین بدهند گرفته شود .
ای سرسبز وطن آذرآبادگان من
از تو جدا یک نفس مباد ایران من
روزگارت در امان دور از دست گزند
پشت تو بی لرزه باد همچنان کوه سهند
...
مگر بی تو می شود زمزمه ارس شنید
مگر بی تو می شود به معنای وطن رسید
آنکه دلش می زند نغمه جدائی در باد
با او سخن می گویم تا نگه دارد به یاد
...
آذرآبادگان من جان جانان من است
قیمت خون ارس رگ ایران من است
...
سرفراز یاور ایران من
پر غرور خاک ستار خان من
...
چه نزدیک تو باشم چه در غربت غریب و دور
تو را نمی دهم ز دست ، ای مرز عشق و شور
مگر بی تو می شود زمزمه ارس شنید
مگر بی تو می شود به معنای وطن رسید
سرفراز یاور ایران من
پر غرور خاک ستارخان من
وحید بهمن
منابع و ماخذ
________________________________________
1. سفينه تبريز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبريزی تاريخ کتابت 3ـ 721 قمری چاپ عکس از روی نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی، با مقدمه عبدالحسين حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381، ص پنج.
2. سازمان اسناد و کتابخانه ملی » آثار ايراني در برنامه حافظه جهانی » تصاویر سفینه تبریزی » تصوير شماره 001: آغاز نسخه
3. سفينه تبريز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبريزی با مقدمه ی عبدالحسين حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381
4. در اين مورد جناب آقاي دکتر پورجوادي مقالهاي با عنوان «عرفان اصيل ايراني در سفينه تبريز» نگاشتهاند که در نامه بهارستان، سال اول شماره 2 درج شده است.
5. سازمان اسناد و کتابخانه ملی » آثار ايراني در برنامه حافظه جهانی » تصاویر سفینه تبریزی » تصوير شماره 007: يك صفحه از نسخه شامل كتاب فی الطب
6. سفينه تبريز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبريزی با مقدمه ی عبدالحسين حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381 ص هفت مقدمه
7. سازمان اسناد و کتابخانه ملی » آثار ايراني در برنامه حافظه جهانی » تصاویر سفینه تبریزی » تصوير شماره 009: يك صفحه از نسخه شامل كتاب الزبده
8. سفينه تبريز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبريزی با مقدمه ی عبدالحسين حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381 مقدمه استاد حائري، صفحه بيست.
9. سازمان اسناد و کتابخانه ملی » آثار ايراني در برنامه حافظه جهانی » تصاویر سفینه تبریزی » تصوير شماره 005: يك صفحه از نسخه شامل كتاب فی الحساب
10. در اين مورد بنگريد: زبان ديرين آذربايجان، منوچهر مرتضوي، تهران، انتشارات موقوفات دکتر محمود افشار
11. سفينه تبريز، گردآوری و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبريزی با مقدمه ی عبدالحسين حائری و نصرالله پورجوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1381 ص هشت
12. ديوان کامل شمس مغربی (شامل غزليات، ترجيعات، رباعيات، فهلويات) به انظمام رساله جام جهاننما، به کوشش ابوطالب ميرعابدينی، تهران، زوار، 1358، صص 263ـ 255







